يكي بود يكي نبود،زير گنبد كبود غير از... اِ ...تو اينجا چه كار مي كني؟ آمده ام ببينم غير از خدا كس ديگري هم اينجا هست؟! قصه ي ماو ميم گل جان از آنجا آغاز شداز همان روز تصميم نداي جامعه،براي آغازي سخت وپاياني انشاء الله روشن.گفت:بحث سياسي داغ.لطف بفرمائيد.مهمان محترم ديگري آنجا بود لبي گزيد وچشمي بست وگردني كج كرد.خب اين يعني نه.ميم گل جان گفت از ورزش بگوئيد:مهمان محترم دماغي باد كرد وگفت از كمبود امكانات وتوپ وتور ومربي گفتن هم شد حرف؟گفت :فلاني خيلي دوست دارد مطرح شود بابتش پول پرداخت مي كند.همه از بي پولي آه سردي كشيديم.نگاهي زير چشمي به همديگر انداختيم ولبخند مليحي بر لبانمان نشست.چاپ كرديم.مطرح شدند.مردم داد وقالشان بلند شد كه اي بابا اين ها هم حرف ما را نمي زنند ولشان كنيد.طرف هم پولي پرداخت نكرد بابت لبخند مليح.موضوعات مختلفي درنشريه مطرح شد.قهروآشتي هاي مراجعين به خاطر انتقاد از مطلب،چاپ نشدن سرموعدي كه آنان دستور مي فرمودند وشعرهائي كه گاهاً شعر نبودنداگر دستكاري مي شدند فريادشان بلند مي شد وچاپ هم نمي شد قهرشان گُل مي كرد.شيوه ي انتقادي گزارشات ومقالات راهي براي روشن شدن مسير نداي جامعه شد.مردم راضي تر به نظر رسيدند وگله وشكايت هم طبعاً تا ابد العمر با ما خواهد بود.چون هيچگاه هيچ كاري بيست نخواهد بود وتكامل سيري صعودي در پيش دارد.برخي از افعال نامربوط وشيوه ي نادرست نشريه مي گويند واميدوارند به زودي توقيف گردد.سياست نشريه در حال حاضر تقريباً مشخص است.در صفحات معين،كادرهاي تبليغي ورپورتاژي كاملاًمشخص شده اند.تقدير،سپاسگزاري وتبليغ قسمتي از كار نشريه وظاهراً تنها راه درآمد نشريه در اورامانات است و جاي سؤال بخصوصي نبايد داشته باشد چون ديدگاه و تبليغ خود نشريه مشخص است.اين ويژه نامه ي نداي جامعه در اورامانات تنها نشريه اي است كه به دو زبان كوردي وفارسي حق چاپ مطالب را دارد.پس فرصت مناسب وتريبون هزار نسخه اي نداي جامعه را كوردي دانان وكوردي نويسان اگر در نظر بگيرند قطعاً پاسخ مناسبي خواهند شنيد براي خدمت به فكر،عقيده و زبانمان كه گاهاً از ادعا فراتر نمي رود.مطالب ومقالات تخصصي كه در حيطه ي مسائل اورامانات نيست ودغدغه ي روشنفكران،دانش آموختگان ومردم عامه ي منطقه نمي باشد بهتر است در نشريات تخصصي وكشوري به چاپ برسد.مسائل اورامانات در محدوده ي مشخص براي خدمت به مردم اورامانات بحث وموضوع اصلي مقالات باشد، نتيجه ي بهتري از ويژه بودن نشريه در منطقه اي ويژه حاصل مي گردد.شيوه ي انتقادي نشريه به معناي اعتراض وزوم كردن روي نكات منفي موضوعات در نظر گرفته نمي باشد.انتقاد يعني ترازوي مثبت ومنفي.ذكر هر دو كفه وحق قضاوت را به مخاطبان دادن براي اينكه نتيجه ي حاصله از سنگيني كفه ي مثبت حكايت مي كند يا منفي.مسائل سياسي تا كنون در نشريه كم رنگ تر باز تاب داده شده است، اگرفرد آگاه به مسائل سياسي با ذكر دلايل قانع كننده وكامل مقاله وموضوعي را مطرح كند، نداي جامعه به ديده ي منت خواهد پذيرفت.ذكر مسائل شهري وروستائي،يادآوري نواقص وكمبودها به مسئولين با زبان التماس،تقاضا وياطلب حق شايسته به معناي مخالفت با شخص،ارگان وايده اي بخصوص نيست.موضوع،ذكر مسئله،يادآوري ورفع آن است فقط.يادآوري اگر بدون كينه انجام پذيرد ودر كنارش تشويق وتقدير هم باشد قطعاً به نفع مردم وجامعه ي كوچك اورامانات خواهد بود.دفترنداي جامعه خانه ي شما مسئول وشهروند است وادامه ي نشريه جزبا دلگرمي،همراهي وميزباني شما امكان پذير نخواهد بود.اخباركوتاه وبلند،گزارشات ومصاحبه ومعرفي چهره ها اگر در سطح منطقه ذكر شود منطقي تر به نظر مي رسد.مقالات شما كه با موضوعات تازه وشيوه ي صحيح به نگارش در آمده باشد قطعاً درصفحات نانوشته ي نداي جامعه به شايستگي جاي خواهند گرفت.
+ نوشته شده در ساعت 11:30  توسط محمدی
|
منصور حاصلي: به تعبيري ،بيماريهاي رواني،اقدام به خودکشي،رفتارهاي ضد اجتماعي و غير اجتماعي ،فرار از منزل ،روابط جنسي پر خطر و مصرف مواد مخدرواز همه مهمترين شاخص هاي بهداشت رواني افراد يک اجتماع محسوب مي شوند.متأسفانه هم اکنون با در نظر گرفتن اين شاخص ها،در وضعيت مناسبي قرار نداريم. اندک آمار و اطلاعات پژوهشي موجود در زمينه بهداشت رواني دانشجويان و دانش آموزان و نيز اخبار مندرج درروزنامه ها نشان مي دهد که جوان امروز با مشکلات و مسائل متعددي روبرو است که عدم آگاهي از آنها،عدم مطالعه و بررسي عوامل وعلل زمينه ساز و آشکار کننده و فقدان برنامه هاي بلند مدت و جامع و همزمان برنامه هاي متمرکز و مقطعي ،حاصل پيامدهاي بسيار ناگوار و نگران کننده اي خواهد بود.
امروزه جوانان،دانشجويان ،و دانش آموزان از يک سوبا رشد سريع و پيشرفت هاي تکنولوژيک و تغييرات ناگهاني و فرهنگي اجتماعي روبرو هستندو از سوي ديگر با استرس ها و مشکلات ويژه اين دوران (18-20 تا 40 سالگي)،مشکلاتي نظير جدايي از خانواده و استقلال مالي،اشتغال و ادامه تحصيل ،برقراري روابط نزديک با جنس مخالف ،افزايش روابط اجتماعي،ازدواج،تغيير ارزش ها و باورها وآينده نگري وتفکر درباره آن .به همين دليل است که محققان و دانشمندان علوم رفتاري دوران نوجواني و جواني رادوران آسيب پذيري و خطر مي دانند. از اين رو شناخت جامع استرس ها ،آسيب ها و بيماريهاي رواني اين دوره و افزايش دانش درباره آنها از اهميت بسيار برخوردار است چرا که هر نوع مداخله،طراحي و برنامه ريزي و اقدام پيشگيرانه در وهله اول نيازمند شناخت کامل مسئله اي است که قصد مقابله با آن را داريم.
استان کرمانشاه نيز يکي از اين قربانيان مواد مخدر است که در طي چند سال اخير مصرف اين مواد خانمانسوز در آن افزايش يافته است باتوجه به تلاش زحمتکشان نيروي انتظامي و کمک هاي مردمي ولي باز هم اين مواد در استان کرمانشاه به فراواني در پست ايست بازرسيهاي ورودي استان کشف و ضبط مي شود.ولي افسوس که جوانان منطقه ما بخصوص اورامانات در اين باتلاق آرام وراکد گرفتار شده اند و هرچه تلاش مي کنيم وآنهاراآگاه مي كنيم اما باز هم عدهي زيادي از جوانان و دانش آموزان ودانشجويان اوقات فراغت وتنهايي خود را با سيگار واين مواد بي رحم مي گذرانند. روزهايي هم بود که نمايندگان ما در مجاس شوراي اسلامي با افتخار اعلام مي کردند که نماينده ي استان و منطقه اي هستيم که در آن معتادي وجود ندارد و اين افتخاري براي ما بود ولي افسوس که اين مواد ويران کننده چند سالي است توسط يک سري افراد سود جو ودر کمين جوانان به صورت ترانزيتي ردو بدل مي شود.افسوس که ديگر آن روزهاي خوش دراستان کرمانشاه رنگ سياهي به تن کردوجوانان مارا ويران نمود،متأ سفانه هر کاري و هر آگاه سازي وراهنمايي که صورت مي گيرد که جوانان در دام اين بلا نيفتند عده اي از دست يک سري مشکلات خانوادگي وبيکاري باز هم به پناه اين مواد مي روند.
با همکاري مردم ونيروي انتظامي است که مي توان اين مواد را تاحدودي در استان کنترل کرد با وجود اينکه در اين راه عده اي زياد از سبز پوشان نيروي انتظامي جان خود را از دست داده اند ولي باز هم عده اي در کمين جوانان ،نوجوانان و دانشجويان هستند که آنها رادر اوقات فراغت با اين مواد دوست وهميار نمايند. در سالهاي اخير با افزايش ميزان مصرف مواد(مخدر)،کاهش سن شروع مصرف،بروز بيماريهاي خطرناکي نظير ايدزوارتباط آن با مصرف مواد،افزايش تعداد زندانيان مرتبط با مواد مخدروخصوصاًرشدخزنده وگسترش مصرف مواد (مخدر)در بين جوانان و دانشجويان ودانش آموزان وتبعات ويران کننده فردي،اجتمعاعي ،تحصيلي،اقتصادي وفرهنگي آن و درعين حال ورود مواد صنعتي (صناعي)يا آزمايشگاهي جديد به بازار مصرف مواد (نظير قرصهاي اکس و شيشه)و محبوبيت پيدا کردن مصرف سيگار و قليان به عنوان سرگرمي اوقات فراغت درنزد دانشجويان ودانش آموزان سوء مصرف موادووابستگي به آن را به صورت يکي از اولويت هاي جدي وخاص برنامه ريزان ومسئولان قرارداده است. براي مثال،در پژوهشي که کرد ميرزا و همکاران ( 1382)بر روي دانشجويان رشته پزشکي،هنر،فني مهندسي وعلوم انساني درسطح دانشگا ههاي تهران انجام دادند،3/16% ازدانشجويان هنر،85/8% دانشجويان رشته علوم انساني ،6 در صد از دانشجويان فني و مهندسي و 1/5% دانشجويان پزشکي به مصرف مواد اذعان داشته اند .از اين رو به نظر مي رسد فرد اعضاي جامعه بايد ضمن شناخت و آگاهي از انواع مواد مخدر ،خطرات مصرف انها و عوامل خطر و حفا ظت کننده ،هر يک با توجه به نقش و جايگاه اجتماعي و شغلي خود ،در صدد مقابله با اين بيماري مغزي مزمن و عود کننده (مؤسسه ملي سوء مصرف مواد 2004) و پيشگيري و درمان آن برآيند .
پديده مواد مخدرومصرف آن وديگر مواد روانگردان ازمهمترين و درد ناکترين معضلات جامعه بشري محسوب مي شود .پديده خانما نسوزي که علاوه برپيامدهاي اقتصادي واجتماعي سنگين آن سلامت رواني و بهداشتي جامعه و افراد را با خطرات جدي روبرو ساخته است .در حال حاضر با توجه به وجود ميليونها معتاد در سطح جهان ،قاچاق مواد مخدر به يک صنعت و فرهنگ زيرزميني و نامرئي تبديل شده و در کنار بحرانهايي چون تخريب محيط زيست ،رشد بي رويه جمعيت ،فروش انسان و مشروبات الکلي ،چهارمين بحران ،مواد مخدر و ايدز است. براي پيشگيري از اين بلاي ويرانگر بايد همه با هم در جهت بالا بردن آگاهي اقشار مختلف مخصوص جوانان و نوجوانان تلاش نموده و بکو شيم سلامتي را براي همگان به ارمغان آوريم. تعريف ماده مخدرچيست؟ هر ماده اي است که با مصرف آن ادراکات،خلق،شناخت،رفتار و هماهنگي حرکتي انسان تغيير مي يابد و آسيب هاي جسمي ،اجتماعي و روانشناختي به دنبال دارد. سيگار و نيکوتين
مي توان با اطمينان،سيگاررارايجترين ماده مصرفي اعتيادآوردرجهان به حساب آورد.اعتياد آوران سيگار بخاطر وجود نيکوتين درتوتون آن است . با اين حال عوارض اصلي سيگاررا نمي توان به نيکوتين نسبت داد.اين عوارض عمدتاًدردودحاصل ازسوختن توتون يافت مي شود سيگاردرمجموع ،مرگ آورترين ماده اعتيادآوردرجهان است.بيش از 4000 ماده سمي و 70 نوع ماده سرطانزادر دود سيگار وجود دارد.بيش از يک چهارم مرگ وميرها بطورمستقيم يا غيرمستقيم بعلت عوارض ناشي ازمصرف سيگاراست.در هردقيقه يک نفردرايران دراثرمصرف سيگارفوت مي کند.درايران سالانه هزار ميليارد تومان صرف تهيه ومصرف سيگار شده و دو برابر اين ميزان جهت درمان عوض ناشي از ومصرف سيگار هزينه مي شود.
آثارمصرف سيگار:
ازجمله عوارض دودسيگارعبارتنداز:افزايش احتمال ابتريه،دهان،حلق،حنجره،مري،مثانه،پانکراس،دهانه رحم وغيره. بيماريهاي مزمن تنفسي،افزايش احتمال خطر بيماريهاي کرونر قلبي،فشار خون بالا،سکته مغزي،خونريزي مغزي،سرطان خون،آب مرواريدچشم(دو برابر افرادغيرسيگاري)،بيماريهاي غده تيروئيد،سقط جنين،يائسگي زود رس،پوکي استخوان و بيماريهاي پوستي.
مشروبات الکلي(نامهاي عاميانه:تلخکي-آبکي-آب شنگولي):
از آثار مصرف مشروبات الکلي مي توان به مواردزير اشاره نمود:
1-الکل مستقيماً وارد چرخه خون مي شود وبه همين دليل تمام سيستمهاي بدن را تحت تأثير آثار نا مطلوب خود قرار مي دهد.
2-نوشيدن مداوم و زياد مشروبات الکلي سبب بروز سرطان و سيروز کبدي مي شود.
3-آثارطولاني مدت مصرف زيادمشروبات الکلي مي توان به مواردزيراشاره کرد: بي اشتهايي، کاهش ويتامينها در بدن،اختلالات معده،ناتواني جنسي،صدمه به کبد،قلب سيستم اعصاب مرکزي وازدست دادن حافظه.
4- مصرف مشروبات الکلي سبب پائين آمدن باز داريها در فرد مي شود.قضاوت او را مختل مي کند و باعث ايجاد تمايل به بر قراري رابطه جنسي نامشروع مي شود اين امر مي تواند منجر به ابتلاء به بيماري ايدز،انواع هپاتيت و بيماريهاي مقاربتي گردد.
5-مصرف بيش از حد مشروبات الکلي منجر به کاهش سطح هوشياري،بيهوشي و مرگ مي شود.
6-مصرف مشروبات الکلي مي تواند منجر به بروز مشکلاتي در تحصيل،ارتباط با دوستان و ارتباط خانوادگي شود.
+ نوشته شده در ساعت 11:28  توسط محمدی
|
عبدالناصر گلي:كلاس كارآفريني وساعت خلاقيت كه تمام شد نبم ساعتي فرصت باقي مانده بود كه به كارآموزان گفتم:هر كس هر سؤالي در مورد خلاقيت ويا به طور كلي كارآفريني واشتغال دارد بپرسد.
هر نفر بسته به آنچه كه ذهنش را مشغول كرده بودسؤالي پرسيد وجوابي شنيد.بعضي ها هم تند تند جوابها را در دفترشان يادداشت مي كردند تا بتوانند در آينده از آنها ونكات كليديشان استفاده كنند.اما دانشجوي 24-25ساله اي كه گوشه ي كلاس نشسته بود بر خلاف همه كه با همهمه وهيجان سؤال مي پرسيدند برخاست ودستش را بالا گرفت وبا آرامش وتأمل سكوت را بر كلاس حاكم كردوگفت :ببخشيد استاد سؤالي دارم ولي نه از جنس سؤالات معمولي،مي توانم بپرسم؟گفتم:بگو.اتفاقاً من از سؤالات متفاوت خيلي خوشحال مي شوم.كلاس خلاقيت است و انسانهاي خلاق كساني هستند كه با ديگران متفاوتند در نگاه كردن،در عمل كردن،در تمركز وانديشه وحتي در سؤال كردن.لبخند سردي برگرفته ازرضايتي قلبي از اجازه ادامه ي صحبتش برلبانش نشست و در حالي كه همه منتظر بودند كه بدانند او چه سؤالي مي پرسد ادامه داد استاد من آرزوهاي بزرگي داشته ودارم،آرزو دارم روزي ثروتمند ترين فردي باشم كه در شهرم زندگي مي كند،دوست دارم همه ي بيكاران شهر كوچكم را به آرزويشان برسانم و برايشان اشتغال زايي كنم،دوست دارم آنقدر پولدار باشم كه همه برايم احترام قائل شوند،بهترين لباسها،اتومبيل ها،خانه ها و زندگيها را داشته باشم و هر كس دست نيازي به سويم دراز مي كند بي حساب كمكش كنم.اما حيف كه من فقيرم!!! آيا نگاه خلاقانه وعلم كارآفرينانه ي شما به من كمكي مي كند يا نه،فقط شعارهاي پوچي را به من تحويل مي دهد كه آري برو،حركت كن،تلاش كن حتماً مي شود!آخر با چه؟نبايد بتوانم اولين گام ودومين وسومين را بردارم با وجودي كه من حتي توان مالي خريد يك جفت كفش ساده را هم ندارم؟؟؟ سكوت سنگيني سالن را در بر گرفته بود.گمان مي كنم ديگر كارآموزان علاوه بر اين كه دلشان به حال او وآرزوهاي بزرگش مي سوخت همزاد پنداري مشابهي هم با وي داشتند ومنتظر بودند ببينند مدعي كارآفريني وخلاقيت چون كوزه گر معروف در كوزه افتاد يا نه؟! راهكار عملي او براي همه ي كساني كه چنين آرزوهاي بزرگي را با جيب خالي دارند مي تواند كليد خوشبختي وفانوس نجاتي باشد؟! وقتي اين كارآموز در حال تشريح موضوعش بود فكرهاي بسياري به ذهنم خطور كرد.
مي خواستم موضوع وداستان شهيدرجايي وشروع فعاليتهايش راازدست فروشي ورسيدنش به رييس جمهوري بگويم.ياحكايت بيل گيتس ثروتمند معروف جهان كه چهار بار شركتي تأ سيس كرد وشكست خورد ودوباره از نو ساخت ونهايتاً شد بيل گيتس، اصلا"چراراه دور؟شايدبهترباشد داستان پولدارترين ايراني...آقاي اميد يار را برايش باز گو كنم كه از فروش شيريني هاي خانگي همسرش شروع كرد؟اما نه بهتراست اينگونه بگويم كه:
اولاً سؤال خوبي پرسيدي كه از آن متشكرم.دوماً مثالهاي بسياري از افرادي كه اهداف بزرگي داشته اند وبا دست خالي به آنها رسيده اند به ذهنم آمد كه از باز گو كردن آن صرف نظر مي كنم.فقط چند جمله مي گويم كه اگر آنها رادرك كني به هدفت برسي.تو وهر كس كه مثل توست وخود را فقير مي داند بي شك با توجه به نوع نگاهش به زندگي مهمترين كمبودش سرمايه است.پولدارترين انسانهاي امروز برخلاف تصور باطل ما،سرمايه شان پول نبوده.بلكه آنهايي بوده كه الان مي گويم.من هر سؤالي كه در مورد سرمايه مي پرسم اگر پاسخ شما مثبت است يكبار دو كف دستتان را به هم بزنيد تا من ادامه دهم و در ذهنتان به اين سؤال پاسخ دهيد آيا اين سرمايه را شما داريد يا نه؟ اگر داريد پس شما سرمايه داريدسؤال اول:آيا زمينهاي حاصلخيز اطراف شهر شما يك سرمايه هست؟ همه با هم يكبار دستشان را به هم زدند.سؤال دوم:آيا مي توان از اين زمينهاي حاصلخيز براي كشاورزي محصولات غير متداول مثل گياهان دارويي يا گلخانه و... استفاده كرد؟همه باز هم دستشان را به نشانه ي مثبت بودن جواب به هم زدند.آيا استعدادهاي ذاتي،مثل فن بيان،مثل خط زيبا،مثل تفكرات نو در خودتان سرمايه محسوب مي شود يا نه؟ آيا داشتن چند دوست بيكار كه مي توانند با شما يك تيم فعال را تشكيل بدهند سرمايه هست يا نه؟همينطور دست زدنها ادامه داشت ومن سؤالاتم را ادامه مي دادم، آيا توانايي نوشتن طرح هاي اقتصادي واخذ وام از منابع آن،سرمايه هست يا نه؟آيا اقوام و آشنايان و اطرافيان شما سرمايه هستند يا نه؟آيا كانون گرم وپشتيبان حداقلي خانواده،سرمايه هست يا نه؟آيا همت واميد ونهايتاً پشتكاري كه در شما وجود دارد سرمايه هست يا نه؟آيا اين همه كتاب،نشريات،گروه ها واساتيد موجود جهت ارائه ي مشاوره و راهكار سرمايه هست يا نه؟آيا اين انرژي فوق العاده ي شما سرمايه هست يا نه؟در نهايت ديدم كه كلاس را صداي دست زدن كارآموزان فراگرفته ولبخند رضايتي برلبان همه نقش بسته.ديگر نيم ساعت باقي مانده از كلاس تمام شده بود وبايد جملات پاياني را مي گفتم وجمله ي آخر اين بود كه آري اگر چشمانت را ببندي واين همه سرمايه را كه خداوند منان از سر عدل بي مثالش به همه ي ما عطا كرده را نبيني تو فقيري!! پس نيت كن،همتت را جمع كن وبدون هيچ ترسي از آينده با توكل به خدا از اين نعمتهاي گرانبهاي الهي براي ثروتمند شدنت استفاده كن،هم ثروت مادي وهم معنوي.
+ نوشته شده در ساعت 11:26  توسط محمدی
|
زينب احمدي:زن در خانه مي ماند.شپش وكثافت، جزء زندگيش بود.فرزنداني به بار آوردكه از حد ده و دوازده هم مي گذشت.يك خاصيت براي او به زبان مي آمد فرزندآوري اما ابعاد همان يك خاصيت،يك دنيا بود.شستن،رفتن وپرورش دادن.زندگي مشترك چندين ساله با خانواده ي همسر در يك اتاق كوچك يا بزرگ كاملاً قانون خانوادگي بود وغير از آن بي صاحبي محسوب مي گشت.زن بيسواد،به نوبه ي خود از شوهر،پدر شوهر،مادر شوهر وحتي برادرشوهرنيز كتك مي خورد.وظيفه ي عروس بزرگ(خوردن هفت من نمك) كاملاً جامه ي عمل به خود مي پوشاند.چون خاصيت دختر نياز زندگي عشايري وبي چون وچرا جهت ازدياد جمعيت بود.ماندن آنها تا سيزده سالگي در منزل پدري محال بود.دختراني كه سيزده ساله ازدواج مي كردندچون به نسبت سن بالايي كه داشتند وظايف وانتظارات بيشتري به آنها محول مي شد.زن در بيست وپنج سالگي اگر كمتر از هشت فرزند داشت به انواع دعا ونذر ونيازها متوسل مي شد كه خدايا سهم مرا از زن همسايه كمتر نده.از ده دوازده فرزند چندين سال راهي كردن آنها به مدرسه جزء وظايف خستگي ناپذير مادران بود.سي وسه ساله مادر شوهري دوره ديده مي شد.عروس داري را كامل وتمام از مادر شوهر عملاً كسب كرده بود.در دوران عروس بودن كتك مي خورد وفقط آهي مي كشيد اما يك قدم حركت به سوي خانه ي پدري برنمي داشت.زن بايد سنگين مي بود و مي ماند مثل آهن.در دوران عروس داري هم كتك مي زد آهنين وآه از نهاد عروسش برمي آورد.پنجاه ساله كه از زايمان نااميد مي شد پير محسوب مي گشت وحكم يك مرد را پيدا مي كرد.در تمام مجالس با عزت در بالاترين جايگاه مجلس مي نشست.دستبوسي ها تازه آغاز مي شدكه انواع درد وبيماريها تمام جانش رت در بر مي گرفت در همان آغاز ميانسالي،زندگي را بدون رضايت وداع مي گفت.كم كم نقش عروس ومادر تغيير نقش داد.عروسها در همان لباس عروس،با احساسي خشن وديدگاهي كاملاً جا افتاده،فقط به نيت كشتن گربه در دم حجله زندگي را آغاز مي كنند.جهنم به شيوه اي ديگر عذاب مي دهد با نيش وكنايه.مادر جوان هر چه را مي بيند مي خواهد.منطق وغير منطق به هم مي ريزد.مرد چيزي مي گويد و زن عقيده اي كاملاً متفاوت دارد.مي خواهد درسي را كه خوانده به نتيجه برساند وسر كار برود.فرزند از اين آب گل آلود وتفاوت سليقه اي پدر ومادر،ماهي فاسد مي گيرد.مسموم مي شود وآينده را تاريكتر مي كند.احترام،تعارف محسوب مي شود وبا هم بودن،سنتي.همه چيز بوي عطر وادكلن مي دهد.اما دل از سياهي وبا آه و سرد شكايت مي كند وقرصهاي اعصاب مثل نقل ونبات به مصرف مي رسند.اين وضعيت مادران جوان امروز ماست و ما فرزندان همين زندگي نا متناسب اما تغيير شيوه ي زن بودن به همين وضعيت نمانده و نمي ماند.راهي عجيب تر وبدون هدفي در پيش گرفته كه تا اينجا هم واقعاً حسرت انگيز است.
عده اي در رنگ ومدهاي عجيب و غريب به جلوه درآمدند.معيارها از صفر به صد وهشتاد رسيد.شيوع رفتارهاي نا متناسب با عقايد به چند سال كوتاه هم نرسيد.نگاهها در رقابت خلاصه شد وخواسته ها جايگاهشان عوض شد.چندي پيش زنان اينگونه مورد بي حرمتي وبي توجهي مردان قرار مي گرفتند.اما حالا داشتن زيباترين وبه روز ترين زن براي مردان بزرگترين ومهمترين معيار به شمار مي رود.هرم عفت واجتماعي بودن وزيباترين به نظز رسيدن (با هر شكل وشيوه اي)هيچگاه متمم همديگر نخواهند شد.هر چيز را به هر شكل نا مناسبي به دست آوردن فقط براي انتخاب شدن باعث شد نه زندگي آنانكه اينگونه نبودند دوام آورد و نه زندگي خودشان با اعتماد تداوم يابد.وزندگي مشترك دختران وپسران جوان به خاطر ترس لز انتخاب اشتباه زندگي به ميانسالي رسيده است وآنجاست كه دختران زيبا وزيبا ترما با عمل وبدون عمل به حراج درآمدند.حراج با مهريه هاي سنگين،جهيزيه هاي فوق كامل وطلاهاي فوق العاده نمايان.عاقبت اين حراج گران واين انسانيت هاي ارزان در زندگي هاي كوتاه به كجا ختم خواهد شد.
چگونه است كه زناني در تاريخ ما بوده ومانده اند؟ زناني كه با خويشتن خود بودهاند وبا حيا وعفت بودنشان را به ابديت موكول كردند ودامنشان سفيد ماند وعطر پاكي آن را به مشام فرزندانشان بخشيدند با غرور.وفرزندانشان با رايحه ي صداقت ونجابت فرياد برآوردند:ما ميوه ي مادري محكم وتوانمنديم.
حال چه شده كه دنيا به تماشاي سوگند پاكي هم به ديده ي ترديد مي نگرد؟
+ نوشته شده در ساعت 11:25  توسط محمدی
|
سوم اسفند ماه سال جاري همايشي با عنوان راهبردهاي اصلاح الگوي مصرف در جوانرود برگزار شد .
به گزارش روابط عمومي فرمانداري جوانرود در اين همايش جانشين فرمانده سپاه نبي اكرم استان كرمانشاه شكست استبداد واستعمار وخودباوري واستقلال كشور را مديون بازشناسي و بازبيني مباني ديني امام خميني (ره) دانست وگفت : امام راحل باشكست استبداد وكنارزدن قدرتهاي بيگانه استقلال وخودباوري را براي مردم به ارمغان آورد . سردار ريحاني با اشاره به پيشرفتهاي علمي كشور در عرصه هاي مختلف گفت: امروز ناراحتي عصبانيت دشمنان از كشور ما پيشرفت كشور ما در جهت رشد وتوسعه است و اين رشد وتوسعه همه جانبه كشور خارچشم دشمنان شده است . وي در ادامه وحدت را رمز پيروزي نظام وانقلاب دانست وافزود : از افتخارات اين نظام وانقلاب وحدت است وتا زماني كه اين وحدت وانسجام باشد هيچ آسيبي به اين مملكت نخواهد رسيد .سردار ريحاني در پايان مردم را به هوشياري در مقابل توطئه هاي دشمنان دعوت كرد .
در ادامه اين همايش دكتر فرشادفر رئيس دانشگاه پيام نور استان كرمانشاه نيز گفت : شعار اصلاح الگوي مصرف وعملياتي شدن همه جانبه آن نقطه عطفي درمسير توسعه پايدار ايران اسلامي است چرا كه با دست يافتن به شيوه هاي نوين صرفه جوي در مصرف مي توان از بحرانهاي مالي ة اقتصادي و اجتماعي جلوگيري كرد . وي اصلاح الگوي مصرف در برنامه ريزي ، اصلاح الگوي مصرف در تحقيقات آموزشي ، اصلاح الگوي مصرف درتربيت ديني ، اصلاح الگوي مصرف در مديريت ، تكنولوژي آموزشي در فلسفه وتعليم وتربيت از راهكارهاي مطرح شده در اين همايش عنوان كرد . به گفته دبير اين همايش از 130 مقاله ارائه شده به دبيرخانه اين همايش 10 مقاله به عنوان مقالات برتر ، 21 مقاله برگزيده ودر مجموع 31 مقاله به چاپ رسيده است . در پايان به مقلات برتر جوائزي اهداء گرديد
+ نوشته شده در ساعت 11:23  توسط محمدی
|
الف)اجرت المثل
در روابط حقوقي و اجتماعي بين اشخاص،قانونگذار در اغلب قوانين كيفري،مدني و شكلي سعي در تعيين اختيارات و حق و تكليف متقابل براي افراد جامعه را دارد و مانند ريسماني مستحكم روابط دانه هاي ريز و درشت تسبيح جامعه را به نظم و انضباط كشانده است .روابط بين اعضاي خانواده به ويژه زن و شوهر نيز تابعي از اين قاعده بوده و مقنن در قوانين متعددي سعي در تشريح و تبيين حقوق و روابط متقابل زوجين دارد و يكي از حقوق متعلق به زوجه اجرت كارهايي است كه وي در طول دوران زندگي مشترك در منزل شوهر انجام مي دهد.در واقع مقنن با قائل شدن احترام براي عمل زوجه و قاعده ي كلي لزوم پرداخت اجرت براي كارهاي داراي اجرت مستنبط از ماده ي 336قانون مدني در تبصره ي 6ماده واحده ي قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق آبان 1371مجمع تشخيص مصلحت اختصاصاً به اجرت المثل زوجه پرداخته است و دريافت اجرت المثل را مقيد به شروط ذيل نموده است .
1-كارهاي انجام شده توسط زوجه به عهده ي وي نباشد.
2-به دستور زوج و با قصد عدم تبرع انجام شده باشد.
3-طلاق به درخواست زوجه نباشد.
4-علت درخواست طلاق از ناحيه ي زوج،تخلف زوجه از انجام وظايف همسري وي و سوء رفتار و اخلاق وي نباشد.بند ب تبصره ي 6ماده واحده ي قانون اصلاح مقررات طلاق به دادگاه اين اختيار را داده تا چنانچه با فقدان شرايط قانوني فوق الذكر زوجه را مستحق دريافت اجرت المثل نداند مبلغي را به عنوان نحله (بخشش) از اموال زوج به زوجه بدهد.
ب)شرط تنصيف دارايي عقود به دو دسته معين و نا معين تقسيم مي شوند.عقود معين آن دسته از توافقات و قرارداد هايي است كه عنوان،شرايط و اوصاف آن در قانون ذكر شده و حق و تكليف طرفين عقد به طور كلي و شرايط صحت و بطلان آن آورده شده است مثل عقد اجاره ،بيع،وديعه،عاريه،وكالت و غيره و نقطه مقابل آن عقود و توافقات بين اشخاص است كه در قانون تحت عنوان قراردادهاي خصوصي آمده است و فاقد عنوان خاص در قوانين موضوعه است اين توافقات عقود نامعين ناميده شده وطبق ماده ي 10قانون مدني چنانچه مخالف شرع وقانون نباشد نافذ است.در كنار عقود ودربيان شرايط اجراي عقد و يا اوصاف موضوع مورد توافق طرفين عقد شرايطي راكه لازم مي بينند به مورد توافق خود مي افزايند كه اصطلاحاً شروط ضمن عقد گفته مي شود وجزدر مورد مصاديق ماده ي 233قانون مدني بين متعاملين لازم الاتباع است عقد نكاح به عنوان يكي از عقود معين با شرايط مشروح در جلد دوم قانون مدني كه مواد 1034تا1132را در بر مي گيرد مورد توجه مقنن بوده و به تبيين و تشريح نحوه ي وقوع و احكام آن و همچنين حقوق و تكاليف طرفين عقد (زوجين) پرداخته است .در عقد نكاح نيز مانند ساير عقود معين طرفين عقد مي توانند شرايط و اوصافي كه مبطل عقد نباشد تبيين و بر آن توافق نمايند و پس از توافق طبق قواعد فقهي و حقوقي ملزم به رعايت و اجراي آن هستند كه يكي از اين شروط ،شرط نصف دارايي است كه در دهه ي اخير مورد توجه متقاضيان ازدواج بوده و در سند هاي نكاحيه ،بندي را به صورت چاپي به خود اختصاص داده و زوج با امضاي شرط متعهد مي شود در صورت طلاق و با شرايط مصرح در آن بند تا نصف دارايي خود را به زوجه بدهد.
ج)نفقه
نفقه يعني انفاق و كمك كردن از باب نيكوكاري است البته اين نفقه بعضاً الزام آور مي شود مانند نفقه ي زوجه و نفقه ي اقارب و خويشاوندان.طبق ماده ي 1107قانون مدني ايران،نفقه عبارتست از:همه ي نياز هاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن،البسه،غذا،اثاث منزل و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض.
نفقه امري است كه بعد ازعقد ازدواج و پس از حضور زن در خانه ي شوهر مطرح مي شود.قوانين مربوط به نفقه شامل مواد و دستورات حاكم بر وظايف مرد در پرداخت هزينه هاي زندگي زن و در مورد زن شرايط احراز چنين حقي است كه مهمترين اين شرايط تمكين است.به عبارت ديگر در يك قرارداد ازدواج،مرد مكلف است كه مخارج زندگي زن را بپردازد و در مقابل زن بايد از مرد تمكين نمايد.
در قرآن آمده است كه... مردان بر زنان حق برتري و نگهباني دارند،برتري آنان به علت مزاياي طبيعي و هم به سبب اين است كه از مال خود نفقه زنان را مي دهند.
قانون مدني ايران در مورد مخارج زايمان ساكت است و لذا با توجه به اصل 167قانون اساسي،قاضي مؤظف است كوشش كند كه حكم هر دعوي را در قوانين مدونه بيابد و اگر نيابد،به استناد منابع معتبر اسلامي يا فتاوي معتبر حكم قضيه را صادر كند.لزوماًبايد در منابع فقه اسلامي حل قضيه را جستجو نمود هر چند فقها در خصوص تفاوت و حدود آن در كتابهاي فقهي خود فصلي باز نموده اند ولي هيچ يك به تصريح در مورد هزينه ي زايمان سخن نگفته اند.از فقهاي متأخر مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهاني معتقدند كه مخارج درمان بيماريها كه در طول عمر نوعاً انسان به آن مبتلا مي شوند،به عهده ي شوهر است،ولي مخارج بيماريهاي غير معمول و صعب العلاج از جمله نفقات واجبه نيست.در تحريرالوسيله همين نظر مورد قبول حضرت امام خميني (ره) قرار گرفته ولي حضرت آية ا...خوئي در كتاب منهاج الصالحين هر نوع بيماري را جزو نفقات واجبه شمرده اند،حتي مخارج سفري را كه براي علاج ضرورت دارد از جمله نفقات واجبه شمرده اند.
دكتر ناصر كاتوزيان مي گويد:آنچه اهميت دارد اين است كه شوهر بايد به عنوان رياست خانواده تأمين معاش زن و فرزندان خود را عهده دار شود.تحول شيوه ي زندگي هر روز نيازهاي تازه به وجود مي آورد،اين نياز ها را نمي توان در چهار چوب معيني محصور كرد و ناچار بايد داوري را به عهده ي عرف گذاشت،براي مثال هزينه هاي دارو و درمان زن نيز جزو نفقه و بر عهده ي مرد است.بنابراين در تعريف نفقه ي زن مي توان گفت،تمام وسايلي كه زن با توجه به درجه ي تمدن و محيط زندگي و وضع جسمي و روحي خود بدان نيازمند است و تشخيص اين كه كدام وسيله را بايد از اركان نفقه زوجه شمرد با عرف است و ملاك ثابتي ندارد و باز مرحوم دكتر سيد حسن امامي در تعريف نفقه مي گويد:بسياري از فقهاي اماميه تصريح نموده اند كه مقدار لازم براي نفقه ي زن عبارت است از هر چيزي كه زن بدان محتاج مي باشد،از خوراك و پوشاك،منزل،مستخدم،هزينه ي نظافت و آرايش در حدود عادت و رسوم زنان هم رديف او در آن شهر.
قانون به مرد تكليف مي كند كه نفقه ي همسرش را بپردازند و به زن تكليف مي نمايد از شوهر تمكين كند،اما همه مي دانيم اگر پيوند عاطفي و روحي ميان زن و شوهر سست يا شكسته شده باشد هر گونه حكم به شوهر براي پرداخت نفقه و به زن در مورد تمكين از شوهر در بهترين حالت و حتي در صورتي كه از سوي طرفين كاملاً اجرا شود جزيك ارتباط تو خالي و مادي نخواهد بود در چنين حالتي زن و مرد حتي زير يك سقف زندگي مي نمايند ولي در اصل از يكديگر جدا و با هم بيگانه خواهند بود.
عبدالرضا ويسي
+ نوشته شده در ساعت 11:22  توسط محمدی
|
نبي محمدي نسب: گاه در تكاپوي ادبيات مي ايستم .تاريكي مي بينم و ديگر هيچ .نگاهي كوتاه مي اندازم ،حركتي مي بينم _دوران به دور خويشتن _ادبيات در اورامانات گاه به دنبال هيچ مي رود و گاه به دنبال چيزي كه آن چيز هم باز به هيچ مي رسد و ديگر هيچ .نه ميخواهم سفسطه ببافم نه ادبياتي بي ريشه به سمع ونظر كسي برسانم. چون هدفم خودنمايي يا ديگر نمايي نيست.ادبيات وخصوصاٌ شعر از احساس ، درد و پر رنگي و كم رنگي انسان حكايت مي كند از انسانيت .هر چند در كوردستان به نثر بسيار ضعيف تر پرداخته شده است اما رنگ شعر همرنگ لباسهاي كوردي بوده و تيرگي و سفيدي در آن اوج و فرود داشته است .امروز چه؟چه كسي مي گويدومي سرايد و قدم در مصراع ها برمي دارد تا شايد كمي رنجهاي روزمره و تاريخي را به زبان احساس درك كند و شب كه شد و نگاهش را بر روي دنيا بست و در خيال ،خال شعري در نظرش آمد شعري مي گويد ؟
شعر در اورامانات تا چند صد سال پيش مسيري صعودي را مي پيمود.تازه برخي درانجمنهاي ادبي داشتند مي فهميدند شعريعني چه و تفاوتها را تميز مي دادند كه ركودي عجيب همه ي ابعاد ادبيات را در برگرفت .انجمنهاي ادبي به خاطره تبديل شدند و شعر و داستان نويسي در گوشه ي ذهن آنان كه دوستش مي داشتند قفل گرديد .ادبيات كه كم رنگ شد،نهادهاي مختلفي غير از ارشاد به فكر بازپروراندن آن در قالبهاي مشخص افتادند_راهي غير از آن هم نبود_شايد از سر دلسوزي باشد براي احساس و هنر، اما نه بازتاب مناسبي يافت و نه راه درستي در پيش گرفت .كار را بايد به كاردان سپرد و كاردان يعني همان سازمان ارشاد اسلامي .ولي چون هر روز نسخه اي مي پيچيد و ذهن شاعر و هنرمند به اندازه كافي خسته است ترجيح دادند كناره گيري كنند وبه خستگي هاي بي پولي، بي توجهي وبي تفاوتي نيفزايند .
ذهن شاعر در تكاپوست وبا يك شب شعر كه در روز وبا متولي گشتن چند نهاد كه هيچگاه به همديگر هم نبايد مرتبط باشندارضاءنمي شود . خواندن شعري كه مورد انتقاد قرار نگرفته و به گوش چند كارشناس نرسيده باشد در شب شعر لطفي براي مخاطبان و شنو ندگان هم ندارد . چندي پيش سخن از هنرمندان و بيمه ي آنان شدولي تاكنون نتيجه اي به چشم نخورده است. چون اولين قدم يعني فضا سازي مناسب براي ارائه و رشد استعدادهاي هنري هنرمندان ايجاد نشد .هر كسي كه دست بلند مي كرد و آمادگي خود را براي مسئوليت شاخه اي از هنر در منطقه بالا مي بردآنقدر پيچ وتابش دادند كه در سرگرداني مي ماند و ... .افكار بلند را خاموش كردن،تماشاي مبهوت را به دنبال خواهد داشت .چراآنان كه از روي عقل ، فهم ، حس و دل (همه با هم)مي سرايند، در راه نوري بي پايان قدم نگذارند.آغاز، هميشه سخت بوده و هست .خط قرمزها را در مسير راه مي توان آموخت و تمرين و تكرار عادت خواهد شد و عادت به اجراي قانون ، قطعاٌ زيبا خواهد بود .چه افتخاري بالاتر از آنكه ارشاد با نوري دائم ارشاد كندو در حيطه اي وسيعتر ميدان بدهد به افكار سرگردان !
+ نوشته شده در ساعت 11:21  توسط محمدی
|
پارسا ياري پور:از يك كيلومتر تا هفتاد كيلومتر. پياده يا سواره. مريض بد حال ومريض لرد كه مي خواهند فقط چك آپي براي اطمينان بدهند وبس.كودك باشد يا پير.همه بدون استثناء با دفترچه هاي در ماني،يا خدمات اجتماعي ويا همين دفتر چه ي عشايري معروف،از روستاي صفي آباد جوانرود گرفته تا روانسر وثلاث وآن ورترها كه از هفتاد كيلومترهم مي گذرد.سونوگرافي،يك اقدام پاراكلينيكي كه بيشتراز ده دقيقه طول نخواهد كشيد.در جوانرود تنها مركز براي تمام مراجعين جز در يك نوبت دو ماهه خدماتي ارائه نخواهد داد.نوبتي دو ماهه كه اكثراً با توجه به بي بضاعتي ومسير دور مراجعين وكم توجهي مردم منطقه به وضعيت جسماني خود براي چك آپ ومراجعه ي دقيقه ي نودي حداكثربيماران بر اثر وضعيت حاد جسمي، قطعاً امكان پذير نخواهد بود.تنها راه،مراجعه به مركز خصوصي درهمان شهراست.سرعت،پرسنل ودستگاه مورد نظر با دولتي كاملاً برابري دارد .اما چون هزينه چهار يا پنج برابردولتي است آنهم با داشتن دفترچه ي درماني سرعت از هزار برابر هم بيشتر از دولتي خواهد بود، يعني شصت روز در انتظار رسيدن موعد دو ماهه نخواهيد بود وظرف چند دقيقه بهترين خدمات ارائه خواهد شد.با تمام اينها كسي جرأت اعتراض ويا حتي سؤالي در اين خصوص را هم ندارد بنابراين مجبورند راه دوم را برگزينند.بيمارستان حضرت رسول(ص) در جوانرود توانايي پاسخ دهي به تعداد مراجعين را ندارد واز آنجا كه برخي اقدامات پاراكلينيكي همچون سونوگرافي بايد در اولين فرصت به انجام برسد لازم است كه فكري اساسي به حال اين مسئله نمود.مسئله ي بهداشت ودرمان در جامعه ي امروزي بايد جزء اساسي ترين واولين مسائلي باشد كه مد نظر قرار گيرد. اما ظاهراً در اورامانات هر جه پيش مي رويم، در زمينه ي بهداشت ودرمان بيشتر عقب مي افتيم و موضوعات پيش پا افتاده و تجهيز بيمارستانها به وسايل ضروري به خاطر صدمات و بيماريهاي غير قابل پيش بيني كمتر مورد توجه قرار مي گيرد.نيروي انساني سالم،كارآمد ومفيد ركن اول هر جامعه است پس بكوشيم در سلامتي آنها بيشتر تلاش كنيم كه سلامتي جامعه در گرو سلامتي تك تك افراد مي باشد.
+ نوشته شده در ساعت 11:18  توسط محمدی
|
اگر هنگام بارندگي از خيابان امام محمد غزالي واقع در محلهي زمينشهري عبور كرده باشيد، شاهد جاري شدن آب فاضلاب بر روي اين خيابان و كوچههاي اطراف اين خيابان هستيد. لولهگذاري انجام شده در اين خيابان براي دفع فاضلاب محلهي زمينشهري ، نزديك به 25 سال پيش در نظر گرفته شده است .در صورتيكه ادارهي آب و فاضلاب به خاطر راحتي كار خود و عدم پرداخت هزينهي ديگر محلهي فرهنگيان را هم به آن اضافه نموده است و اين لولهها چون گنجايش اين مقدار فاضلاب را ندارند و هنگام بارندگي آب پشت بام و حياط بعضي از منازل هم وارد لولههاي فاضلاب ميشوند، در جاهايي كه براي دفع فاضلاب در نظر گرفته شده است فوران ميكند و بيرون ميآيد. اين فاضلاب جاري بر روي خيابانها از روبروي درب مسجد امام شافعي ميگذرد كه هنگام بارندگي و جاري شدن آن بارها شاهد گله و شكايات مردم و نمازگزاراني كه به مسجد ميروند هستيم . بعد از قطع بارندگي و خشك شدن زمين نيزشاهد وضعيت بد فاضلاب جاري شده روي خيابان هستيم كه بوي بد آن هم منطقه را فرا ميگيرد. اين وضعيت نه تنها باعث اذيت و آزار اهالي محل ميشود بلكه باعث شيوع انواع بيماريها هم ميشود. لازم است كه مسئولين مربوطه با جديت فكري به حال اين مشكل بزرگ بنمايند.
از طرف تعدادي از شهروندان محلهي زمين شهري روانسر
+ نوشته شده در ساعت 9:37  توسط محمدی
|
امروزه كه عصرتكنولوژي وپيشرفت در دنياست ،هنوزانسان نيازبه وسايل مبتدي واوليه ي خود راازدست نداده است.درعلم دارو و داروسازي تفاوت شايان توجهي ميان داروي گياهي وشيميايي وجودداردوبه دليل عوارض كمتري كه داروهاي گياهي دارد استقبال مردم ازآن بيشتر است ،كمپاني هاي داروگياهي هم روبه افزونيست ورقابت ها دراين عرصه تنگاتنگ شده است.
دراورامانات نيز علاوه بر كهنسالان ،جوانان هم بيشتر ازگذشته متمايل به استفاده ازداروي گياهي شده اند.دراين شماره يكي از داروسازهاي منطقه رامعرفي مي كنيم كه از كودكي تجربه ي كاري زيادي ازپدروپدربزرگ خودآموخته ومدتي است درپي ثبت يكي ازمهمترين داروهاي پركاربردامروز است.-سوختگي-
رضاعلي محمودي متولد42وساكن شهرستان روانسراست كه مدعيست دارويي كه كشف نموده ميتوانددرطول يك هفته،سوختگي هاي تا60درصدراتاحدزيادي بهبود مي بخشد.اودرخواست خودراتسليم اداره كل نظارت براموردارو و وزارت بهداشت ودرمان آموزش پزشكي كرده كه متاسفانه به خاطرمشكلات مالي ازادامه ي كار باز مانده است.راستي چراوقتي چنين كشفيات واقدامات مؤثري در جهت ارتقاي سطح بهداشت ودرمان كشورصورت مي گيرد،پزشك متعهدي براي نظارت حاضربه همكاري نيست ومسئولي حمايت مالي خودرادرمقابل چندين بارتقاضا اعلام نمي كند؟!بنابراين بدين طريق درجايگاه رسانه اي كه نداي مردم جامعه رابازتاب مي دهد،تقاضامنديم مسئولين مربوطه مساعدتهاي لازم را در ثبت اين داروي مهم به كاشف كورد وچشم انتظار حمايت بنمايند.
+ نوشته شده در ساعت 9:36  توسط محمدی
|